خرید بک لینک

می ترسم از جسارت از دور دیدنت
اما... منم و عادت از دور دیدنت
خیلی عجیب نیست اگـر یک زمان شدم
سـرخورده از خجالت از دور دیدنت
امــا هنوز هم که هنوز است دلخوشم
با شوق بی نهایت از دور دیدنت
دنیای تلخ دفتـر من شعـر می شود
تا می رسم به ساعت از دور دیدنت
امــروز هم اسیر همین بیت ها شدم
از دست رفت فرصت از دور دیدنت
علی اکبر رشیدی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 19:13

چایی تلخ من از لبقند تو شیرین شده این غزل با صنعت چشمان تو تزئین شده خواهشا امشب چراغ ماه را خاموش کن آسمان از خوشه ی چشمت پر از پروین شده دل هوای دلبری دارد برایم ناز کن لب بجنبان قند خون شعر من پایین شده درد من از قافیه های کم و تکراری است روح م

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 19:13

دم به دم آه غم از دم زدنم می آید
بوی خون جگرم از سخنم می آید
مهربان بودم و آخر ثمرش هم این شد
این همه تیغ که برپشت تنم می آید
بَری آرامم و دلخسته ، خودم میدانم
رَدّ شلاق به رنگ بدنم می آید
فرق در یوسف و عثمان شدنم نیست که من
هر چه آید فقط از پیرهنم می آید
غربت پیله به پروانه شدن می ارزد
روز آزادی و زیبا شدنم می آید...
حسن کاویانی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 19:13

وقتی تو نیستی ...

شادی کلام نامفهومی ست !
و " دوستت می دارم " رازی ست ،
که در میان حنجره ام دق میکند !
و مـــَـن چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا ،
به تو معتادند ...
حسین منزوی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 19:13

عشق آغاز خوشی نیست، که بیفرجامی است
هر دری را بزنی، عاقبتت ناکامی است
همهی پنجرهها بستهتر از زندانند
همهی خاطرهها برزخ بیهنگامی است
حرفهایت فقط افسانه و شهرآشوبند
صحن هر محکمهای صحنهی ناآرامی است
قاضی شهر شده عاشق چشمان زنی
چه کند با دل خود، آن زن اگر اعدامی است!؟
مانده با این همه تردید چه حکمی بدهد!؟
بیگمان آخر این قصه، فقط بدنامی است!
علی شیری

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 19:13

از عشق تو هرجا که غزل دید غزل گفت هر گاه دلش بهر تو لرزید ... غزل گفت تو کعبه ی دل بودی و او زائر چشمت هر گاه دلش حول تو چرخید غزل گفت هر چند ز نا دیدن او غم به دلت نیست هر وقت دل از هجر تو نالید غزل گفت خورشید تویی نور تویی عشق تو هستی وقتی که به

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 19:13

ساعتی می نشینم و انگار...سال ها از تو پیرتر شده ام آی اردیبهشت...باور کن، عاقبت راهی سفر شده ام شاخه هایم هرس شده اما...ریشه هایم هنوز پابرجاست خنجر از پشت می خورم انگار، شاخه ام... دسته تبر شد

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 19:13

حرف ها حرف های بی مایه...حرف ها حرف های بی پایان آه از چشمهای بی احساس,وای بر آسمان بی باران کاش وقتی که پیش هم بودیم,کلماتی قشنگ می گفتیم تا نماند به روی دلهامان,زخمهایی عمیق و بی پایان کلمه می شود غزل بشود,می تواند به آسمان برسد کلمه می شود کلید شو

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 19:13

به گریه های تو سوگند، خسته ام دیگر و شاخه های ترَم را شکسته ام دیگر چه سبز بودم و شهره به ناز و طنازی به زخم ِ چشم ِ تبر ، ... دسته دسته ام دیگر همیشه سایه شدم تا زمین بیاساید ولی به خاک سیاهش نشسته ام دیگر من از کشیده ی این بادِ سرکش ِ بدمست – ز ریش

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

دل را بکن از موجها ، راه زیادی نیست
هر چند دریا را به ساحل اعتقادی نیست
امشب پر از حرفم رها کن بادبان ها را
با من موافق باش ، اینجا هیچ بادی نیست
بس کن نگاه ِ سرد ، دست ِسرد ، قلب ِسرد
شب های قطبی را امید بامدادی نیست
یک ذره از آرامش و صبری که از آغاز
در چشم هایم زل زدی و وعده دادی ، نیست
من قول دادم تا رسیدن با تو خواهم ماند
گفتی به قول مردها هیچ اعتمادی نیست
بگذار بار قایقت را کم کنم ، هرچند
چیزی که از من ساختی بار زیادی نیست
حسین غیاثی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

لااقل بگو نمی خواهی برگردی

اینطوری تکلیف خودم را می دانم
و باز...
منتظرت می مانم

کامران رسول زاده

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

هر روز فکر میکنم
و روشهای جدیدی برای خودکشی پیدا میکنم
وقت عمل که میرسد به نتیجه اش فکر میکنم

میبینم اصلا ارزش اشک " مادرم "را ندارد
بیخیالش میشوم
و مثل دیروز
سیگار میکشم ..
حسین پناهی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

دعا کن مرگ من را از غم عشقت رها سازد وگرنه تا قیامت روی آزادی نمیبینم بهاران رفت و من در رفتنش شادی نمیبینم سرانجام خوشی در هیچ خردادی نمیبینم به تلخی شاد باش ای کوه! ویرانتر نخواهی شد که من در کوهکنهای تو فرهادی نمیبینم به خود بیهوده ماند

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

خـــــــدا
قیامتت را بر پا کن !!!
تو اگـــــــــر خسته نشده ای ، ما عجیــــــب خسته ایم

؟؟؟


رد پاهایم را پاک میکنم.....
به کسی نگویید من روزی در این دنیا بوده ام
خدایا میشود استعفا دهم...؟؟؟
کم آورده ام...!!

؟؟؟



یکبار بگو که "دوستت دارم"...

نترس من اسمان را گرفته ام که به زمین نیاید.......

؟؟؟

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

یک قطره اشک از چشم های او جاری شود سونامی یعنی این یک تار از مویش رها باشد تعریف نا آرامی یعنی این گل پونه های وحشی چشمش شب تا سحر آواز میخواند بغض پر از سوزی که میبینی در چه چه بسطامی یعنی این وقتی که گیسو را بپیچاند بر گردنت آنگاه میفهمی "مجم

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

برای سبز شدن ... نه! بهار کافی نیست که شوره زارم و این کشت وکار لازم نیست - بهار مال درخت است، خوش خیال دلم برای تکه ی سنگی بهار کافی نیست- خدا اگرچه به ما اختیار داده ولی قبول کن که فقط اختیار کافی نیست شلوغ می شود این ایستگاه و میدانم برای رفتن از

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

جـز خـالـیِ ایـن روز هـا خـالـیِ ایـن دنـیـا هـیـچ چـیـز بـاورم نـمـی شـود . . . بـاورم نـمـی شـود نـبـاشـی نـیـایـی نـمـانـی بـروی یـا اگـر مـی روی دوبـاره بـر نـگـردی . . بـاورم نـمـی شـود تـنـگِ غـروب تـنـگِ هـم کـنـارِ مـن سـر در آغـوش مـن روی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

تاکسی های سالخورده
تا کارگاه اسقاط
کار می کنند

کارگرهای معدن
تا فرو ریختن سقف
آواز می خوانند

و آدم های عاشق
تا پایان دنیا
رنج می برند

محمد عسکری ساج

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:11

ﺍﻦ ﻨﺪﻣﻦ ﻗﺮﺹ ﺍﺳﺖ ... ﺩﺭﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﻤ ﻓﻬﻤﺪ ﺁﻗﺎ ﺩﺘﺮ .... ﻃﺒﻊ ﺳﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﻤ ﻓﻬﻤﺪ ... دردِ منِ هر لحظه از زن بودنم بیزار ﺑﺰﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺑﺮﺟﺴﺘ ﻫﺎ ﺗﻨﻢ ... ﺑﺰﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺑ ﺴ ﻫﺎﻢ ﻗﺪﻡ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺎﻓﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻗﻬﻮﻩ ﻫﺎ ﺗﺮ ... ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻫﺮ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺭ ﻫﺎﻢ ﻫﻮﺍ ﻣ ﺧﻮﺭﺩ ... ﺧﺎﻡ ﺍﺯ ﺑ

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 21:43

تمام باران های دنیا را من گریه کرده ام
تا تو بیایی
آمدی،
اما چتر به دست ...
علیرضا اسفندیاری

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 21:43

دلـم مـی خـواهـد
مـن بـاشـم و
یـک خـیـابـانِ خـالـی از حـجـم نـگـاه هـای غـریـبـه . .
هـمـراه بـا تـو . .
بـا یـک شـب
کـه هـیـچ راهـی بـه سـپـیـده نـداشـتـه بـاشـد . . .
علیرضا اسفندیاری

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 21:43

بی تو منم و دقایقی پژمرده
نه زنده حساب میشوم نه مرده
تلخ است اوقات، تلخ و خالی مثلِ
فردای قرارهای بر هم خورده
محمد مهدی سیار

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 21:43

از دست تو امشب شده فکرم متلاشی
آرام نگیرم ، مگر از من شده باشی
چشمان تو معمار غزلهای بدیل است
بدنیست مرا جنس نگاهت بتراشی
جنجال به پا کرده ای و متن خبر ها....
محتاج نباشند از این پس به حواشی ....
نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت ...
درد است نمک بر جگر پاره بپاشی
یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم....
سخت است تو هم روح و تنم را بخراشی
مجموعه ای از درد و غم و رنج و عذابم ...
مجموعه ای از اینکه تو باشی و نباشی
سید مهدی نژادهاشمی (م.شوریده)

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 21:43

خورشیدی و سیارهها پروانهات هستند
منظومهای از ماهها دیوانهات هستند
ماهی و در روی زمین چشمان بسیاری
دنبال آن لبخند معصومانهات هستند
میخواهمت، آرام، چون نیلوفرانی که
خاموش در استخر پشت خانهات هستند
یا مثل برگی که میافتد روی موهایت
وقتی ملایک شبنشین شانهات هستند
شاید فقط خواب و خیالی... شاید، اما باز
آه ای پلنگ ماهها دیوانهات هستند!
حتی اگر افسانه باشی باز هم مردم
محتاج باور کردن افسانهات هستند
پانته آ صفایی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 21:43

پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا توهر شب من و دیدار در این پنجره با تواز خستگی روز همین خواب پر از رازکافی ست مرا ، ای همه ی خواسته ها تودیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیممن یکسره آتش ، همه ذرات هوا توبیدارم اگر دغدغه ی روز نمی کردبا آتش مان سوخته بود

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 2:23

در میانِ تمام داشته ها و نداشته هایمنداشتنِ تو عجیب به چشم می آیدچنانکه ندارمت اما شبها سر بر شانه تو ، به خواب می رومو صبح ها در رویای تو ، چشم باز میکنمندارمت اما همین که می شِناسَمَتکافیست تا تمام افکارم را به تو گره زنمتو ندانی و دنبالت به هر سو

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 2:23

آرامم ،
مثل بی گناهی که ،
پس از سال ها حبس
حکم اعدامش قطعی شده ...
خسرو محمدی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 2:23

منم آنکه روز مرگم ، دو - سه تا گزینه دارم ! نه فقط دلی شکسته ، پر درد و کینه دارم ! به خدا اگر نخندی سرطان سینه دارم ! سرطانی ام ، به قولی که نداده ای عمل کن به بهانه ی مداوا علنا مرا بغل کن ! سریال زندگی را دو - سه صحنه مبتذل کن ! چه غمت ؟ که در ج

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 2:23

روزی از راه آمدم اینجا ساعتش را درست یادم نیست دیدم انگار دوستت دارم علّتش را درست یادم نیست چشم من از همان نگاه نخست با تو احساس آشنایی کرد خنده اَت حالت عجیبی داشت حالتش را درست یادم نیست زیر چشمی نگاه میکردم صورتت را و در خیال خودم می زدم بوسه ب

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 2:23

وقتی دستِ دوست شکل ماشه میشود
گلوله درست توی پهلویت جا میگیرد
زیر دنده ی چپ
شک نکن
اعتماد داشته باش
رفیق ... اگر رفیق باشد
تیرش ... هرگز ... به خطا ... نمیرود
نیکی فیروزکوهی

برچسب: نویسنده: سینا زارعی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 2:23

صفحه بندی