می ترسم از جسارت از دور دیدنت
اما... منم و عادت از دور دیدنت
خیلی عجیب نیست اگـر یک زمان شدم
سـرخورده از خجالت از دور دیدنت
امــا هنوز هم که هنوز است دلخوشم
با شوق بی نهایت از دور دیدنت
دنیای تلخ دفتـر من شعـر می شود
تا می رسم به ساعت از دور دیدنت
امــروز هم اسیر همین بیت ها شدم
از دست رفت فرصت از دور دیدنت
علی اکبر رشیدی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
دم به دم آه غم از دم زدنم می آید
بوی خون جگرم از سخنم می آید
مهربان بودم و آخر ثمرش هم این شد
این همه تیغ که برپشت تنم می آید
بَری آرامم و دلخسته ، خودم میدانم
رَدّ شلاق به رنگ بدنم می آید
فرق در یوسف و عثمان شدنم نیست که من
هر چه آید فقط از پیرهنم می آید
غربت پیله به پروانه شدن می ارزد
روز آزادی و زیبا شدنم می آید...
حسن کاویانی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
وقتی تو نیستی ...
شادی کلام نامفهومی ست !
و " دوستت می دارم " رازی ست ،
که در میان حنجره ام دق میکند !
و مـــَـن چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا ،
به تو معتادند ...
حسین منزوی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
عشق آغاز خوشی نیست، که بیفرجامی است
هر دری را بزنی، عاقبتت ناکامی است
همهی پنجرهها بستهتر از زندانند
همهی خاطرهها برزخ بیهنگامی است
حرفهایت فقط افسانه و شهرآشوبند
صحن هر محکمهای صحنهی ناآرامی است
قاضی شهر شده عاشق چشمان زنی
چه کند با دل خود، آن زن اگر اعدامی است!؟
مانده با این همه تردید چه حکمی بدهد!؟
بیگمان آخر این قصه، فقط بدنامی است!
علی شیری
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
دل را بکن از موجها ، راه زیادی نیست
هر چند دریا را به ساحل اعتقادی نیست
امشب پر از حرفم رها کن بادبان ها را
با من موافق باش ، اینجا هیچ بادی نیست
بس کن نگاه ِ سرد ، دست ِسرد ، قلب ِسرد
شب های قطبی را امید بامدادی نیست
یک ذره از آرامش و صبری که از آغاز
در چشم هایم زل زدی و وعده دادی ، نیست
من قول دادم تا رسیدن با تو خواهم ماند
گفتی به قول مردها هیچ اعتمادی نیست
بگذار بار قایقت را کم کنم ، هرچند
چیزی که از من ساختی بار زیادی نیست
حسین غیاثی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
لااقل بگو نمی خواهی برگردی
اینطوری تکلیف خودم را می دانم
و باز...
منتظرت می مانم
کامران رسول زاده
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی

خـــــــدا
قیامتت را بر پا کن !!!
تو اگـــــــــر خسته نشده ای ، ما عجیــــــب خسته ایم
؟؟؟
رد پاهایم را پاک میکنم.....
به کسی نگویید من روزی در این دنیا بوده ام
خدایا میشود استعفا دهم...؟؟؟
کم آورده ام...!!
؟؟؟
یکبار بگو که "دوستت دارم"...
نترس من اسمان را گرفته ام که به زمین نیاید.......
؟؟؟
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
یک قطره اشک از چشم های او جاری شود سونامی یعنی این
یک تار از مویش رها باشد تعریف نا آرامی یعنی این
گل پونه های وحشی چشمش شب تا سحر آواز میخواند
بغض پر از سوزی که میبینی در چه چه بسطامی یعنی این
وقتی که گیسو را بپیچاند بر گردنت آنگاه میفهمی
"مجم
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
تاکسی های سالخورده
تا کارگاه اسقاط
کار می کنند
کارگرهای معدن
تا فرو ریختن سقف
آواز می خوانند
و آدم های عاشق
تا پایان دنیا
رنج می برند
محمد عسکری ساج
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
تمام باران های دنیا را من گریه کرده ام
تا تو بیایی
آمدی،
اما چتر به دست ...
علیرضا اسفندیاری
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
دلـم مـی خـواهـد
مـن بـاشـم و
یـک خـیـابـانِ خـالـی از حـجـم نـگـاه هـای غـریـبـه . .
هـمـراه بـا تـو . .
بـا یـک شـب
کـه هـیـچ راهـی بـه سـپـیـده نـداشـتـه بـاشـد . . .
علیرضا اسفندیاری
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
بی تو منم و دقایقی پژمرده
نه زنده حساب میشوم نه مرده
تلخ است اوقات، تلخ و خالی مثلِ
فردای قرارهای بر هم خورده
محمد مهدی سیار
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
از دست تو امشب شده فکرم متلاشی
آرام نگیرم ، مگر از من شده باشی
چشمان تو معمار غزلهای بدیل است
بدنیست مرا جنس نگاهت بتراشی
جنجال به پا کرده ای و متن خبر ها....
محتاج نباشند از این پس به حواشی ....
نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت ...
درد است نمک بر جگر پاره بپاشی
یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم....
سخت است تو هم روح و تنم را بخراشی
مجموعه ای از درد و غم و رنج و عذابم ...
مجموعه ای از اینکه تو باشی و نباشی
سید مهدی نژادهاشمی (م.شوریده)
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
خورشیدی و سیارهها پروانهات هستند
منظومهای از ماهها دیوانهات هستند
ماهی و در روی زمین چشمان بسیاری
دنبال آن لبخند معصومانهات هستند
میخواهمت، آرام، چون نیلوفرانی که
خاموش در استخر پشت خانهات هستند
یا مثل برگی که میافتد روی موهایت
وقتی ملایک شبنشین شانهات هستند
شاید فقط خواب و خیالی... شاید، اما باز
آه ای پلنگ ماهها دیوانهات هستند!
حتی اگر افسانه باشی باز هم مردم
محتاج باور کردن افسانهات هستند
پانته آ صفایی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
آرامم ،
مثل بی گناهی که ،
پس از سال ها حبس
حکم اعدامش قطعی شده ...
خسرو محمدی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی
وقتی دستِ دوست شکل ماشه میشود
گلوله درست توی پهلویت جا میگیرد
زیر دنده ی چپ
شک نکن
اعتماد داشته باش
رفیق ... اگر رفیق باشد
تیرش ... هرگز ... به خطا ... نمیرود
نیکی فیروزکوهی
برچسب:
نویسنده: سینا زارعی